ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۳۶۵

محمد قوچانی: چرا باید قالیباف از عراقچی حمایت کند؟

محمد قوچانی: چرا باید قالیباف از عراقچی حمایت کند؟

به صراحت باید نوشت آقای محمد باقر قالیباف به عنوان سردار سپاه و رییس مجلس در معرض بزرگترین آزمون سیاسی عمر خویش قرار دارد که با اعتماد رهبری و رییس جمهور به عنوان عالی‌ترین مذاکره ایران در برابر آمریکا تعیین شده است و در این مقام به عنوان نماینده لشکر و کشور باید از موقعیت فرماندهان و سیاستمداران و به طور مشخص سید عباس عراقچی حمایت کند.

تبلیغات
تبلیغات

محمد قوچانی، فعال رسانه و فعال سیاسی، در سازندگی نوشت: تاریخ ایران سرداران و وزیران بزرگی به خود دیده است. سرداران ایران از آریوبرزن تا ابومسلم خراسانی قهرمانان و پهلوانانی شاهنامه‌ای بوده‌اند که ریشه در رستم و آرش داشته‌اند و جان خویش در چله و کمان کرده‌اند تا از مرزهای میهن دفاع کنند. 

ایران هرگز از سرداران بزرگ تهی نبوده است. همین تنگه هرمز که امروز دارالمرز ایران است که به پایمردی امام قلی خان فتح شد و از بیش از یک دهه سلطه استعمار پرتغال رهایی یافت. 

فرماندهان نظامی ایران زمین اما همواره متکی به سیاستمدارانی بوده‌اند که دستاوردهای فرماندهان نظامی را تثبیت کرده‌اند. بدون نظامیان پیروزی ناممکن است و بدون سیاسیون پیروزی ناپایدار است. اگرچه پاره‌ای سرداران به سیاست و حکومت هم پرداخته‌اند و اساسا در جهان کهن میان سیاستمداری و سلحشوری نسبتی مستقیم برقرار بود و مفاخری چون کوروش کبیر و داریوش کبیر و شاه عباس و نادرشاه پدیدار شدند اما در جهان جدید میان این دو مقام‌ای گذاشته شده است. در ایران کهن هم

همواره حکیمانی در مقام وزیران بوده اندکه نماینده عقل سلیم و عقل عقلایی ملک و ملت بودند. وزیرانی چون بزرگمهر حکیم و خواجه نظام الملک و خواجه نصیر الدین طوسی و قائم مقام فراهانی و میرزا حسین خان سپه سالار و محمد علی فروغی که کارشان از جنس حکمت عملی بود. 

از اینان نیز بزرگانی چون میرزا تقی خان هم ظهور کردند که امیر «کبیر» بود؛ یعنی هم صدراعظم بود و کشور را اداره می‌کرد و هم امیر نظام بود و لشکر را تمشیت می‌کرد. قائم مقام فراهانی به عنوان سلف امیر کبیر نتوانست لشکریان و روحانیان را به جلوگیری از تحمیل عهدنامه ترکمنچای بر میراث عهدنامه گلستان در جنگهای ایران و روس متقاعد کند چون فقط وزیر ولی عهد بود و دارالسطنه تبریز بر دارالخلافه طهران تسلطی نداشت اما امیرکبیر چون امیر کشور و لشکربود توانست با پایه‌گذاری سیاست خارجی عدمی (نه روس، نه انگلیس) پایه گذار استراتژی دیپلماسی ایران در عصر جدید شود و جلوی جنگ را بگیرد. 

ایران همیشه به امیر کبیرها نیاز دارد؛ اما امیر کبیر شدن کار آسانی نیست؛ وقتی سرنوشت او در حمام فین رقم می‌خورد. امیر کبیر فقط یک نام نیست، یک مرام است. وقتی محمد علی فروغی در شهریور ۱۳۲۰ ایران را از مهلکه جنگ دوم جهانی نجات داد و ناسزا شتید و وقتی اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرمانده کل قوابه جنگ تحمیلی پایان داد و خائن خوانده شد. 

بدیهی است سرداران جنگ به خصوص شهیدان وطن قهرمان هستند و در تاریخ محبوب می‌مانند؛ سیاستمداران اما چون می‌خواهند به جنگ‌های بی‌پایان، پایان دهند در معرض نقد و انتقاد قرارمی گیرند که گاه به تهمت و اتهام بدل می‌شود. 

در اینجاست که که قائم مقام فراهانی و نیکولو ماکیاولی به شیوه عجیبی هم سخن میشوند که در هر حال باید از وطن دفاع کرد؛ «به مردی یا نامردی» - یا «به نام یا ننگ»! 

گرچه روزگاری به اکبر هاشمی رفسنجانی ناسزا می‌گفتند که چرا با تحمیل قطعنامه ۵۹۸ جام زهر را به کام رهبر انقلاب اسلامی ریخته است اما در نهایت با حوادث بعدی در سرنوشت ایران و عراق نقش هاشمی در حفظ و توسعه ایران حتی توان

هسته‌ای و موشکی غیر قابل کتمان است. دست کم این برای هاشمی بیشتر مایه افتخار است تا نقش او در ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر که نتوانست آن پیروزی بزرگ را به صلح بدل کند. 

امروز نیز کشور به چنین سیاستمدارانی نیاز دارد که بتوانند از پیروزی صلح بسازند و آنان برای چنین کاری نیازمند اجماع میان نظامیان و سیاسیون هستند. 

برای تبدیل فتح به ظفر باید درک دقیقی از مفهوم پیروزی داشته باشیم. پیروزی امروز ما در نابودی دشمن نیست؛ در ناکامی اوست. ناکامی در نابودی ایران و نظم سیاسی و اجتماعی آن. این پیروزی کوچکی نیست و هیچ کم از بازپس گیری خرمشهر ندارد. ما وطن‌مان را دوباره فتح کرده‌ایم. 

من نه می‌خواهم و نه می‌توانم در این جستار کوتاه درس مقاومت یا دیپلماسی به فرماندهان یا دیپلماتهای کشور بدهم که جان بر کف در صحنه‌اند. اما به عنوان یک روزنامه نگار و شهروند می‌توانم از سیاستمدارانی که امروز در غیاب شهیدانی چون علی لاریجانی عهده دار مقاومت و مذاکرات همزمان هستند بخواهم بدون فکر کردن به ننگ و نام در برابر افرادی که نه در میدان و نه در دیپلماسی موفق نبوده‌اند استقلال خود را حفظ کنند واستقامت کنند. درک اینان از میدان همین میادین شهر است که به مدد سیما و صدای انحصاری، تک صدایی شده است. 

بدیهی است نفس حضور ملت در شهر برای ناکامی دشمنان ایران ارزشمند است به شرط اینکه خود به مرکز تولید دشمنی جدید بدل نشود و حاکمیت دوگانه ایجاد نکند. 

به صراحت باید نوشت آقای محمد باقر قالیباف به عنوان سردار سپاه و رییس مجلس در معرض بزرگترین آزمون سیاسی عمر خویش قرار دارد که با اعتماد رهبری و رییس جمهور به عنوان عالی‌ترین مذاکره ایران در برابر آمریکا تعیین شده است و در این مقام به عنوان نماینده لشکر و کشور باید از موقعیت فرماندهان و سیاستمداران و به طور مشخص سید عباس عراقچی حمایت کند. 

این عین جوانمردی است که از مسوول دیپلماسی کشور حمایت کنیم؛ وقتی در جنگ ۱۲ روزه عراقچی با قالیباف در مساجد شهر قرار می‌گذاشت تا جواب پیشنهاد مذاکره مستقیم جی دی ونس را بنویسند. 

عراقچی برادری خود را ثابت کرده است؛ قرار نیست تجربه قربانی شدن ظریف تکرار شود. 

اینکه اکبر هاشمی رفسنجانی توانست از مقاومت ملت ایران در جنگ صلح بسازد به سبب قدرت اجماع او به عنوان رییس مجلس وقت و جانشین فرمانده کل قوا هم نامه نخست وزیر وقت را به رهبر انقلاب منتقل کند، هم نیازهای فرمانده آن زمان سپاه را به موسس جمهوری اسلامی برساند و هم دیدگاه رییس سازمان برنامه و بودجه در اداره جنگ را دریافت کند. بدون آنکه میر حسین موسوی یا محسن رضایی یا مسعود روغنی زنجانی قربانی هاشمی رفسنجانی شوند. 

آقای قالیباف فارغ از دیدگاه فردی و جناحی ما شهروندان عادی درباره ایشان اکنون در چنین موقعیتی قرار دارند که به نظر می‌رسید برعهده افرادی مانند علی لاریجانی باشد. اکنون با شهادت سرداران و دیپلمات‌ها، نقش قالیباف تاریخی است و تاریخ درباره آن داوری خواهد کرد. 

رسیدن به نقطه تعادل میان مقاومت و دیپلماسی کار حساسی است که می‌تواند همه‌ی ناکامی‌های انتخاباتی گذشته را جبران کند. اینجا باید با خدا، تاریخ و میهن معامله کرد و در چنین معامله‌ای توییت‌های هیستریک ترامپ یا نوشته‌های خارج از مسوولیت علیرضا زاکانی شهردار تهران یا فرمایشات سعید جلیلی رقیب اصلی آقای قالیباف در انتخابات ۱۴۰۳ (که صدا و سیما در فتح اوست) هیچ اهمیتی ندارد.

اینجا معیار و عیار محبوبیت و منفوریت نیست گرچه معتقدم ملت ایران دست کسی که صلحی شرافت مندانه را مهیا کند را به گرمی خواهد فشرد و در همین میدان‌های شهر بر او درود خواهد فرستاد؛ حتی اگر به او رای ندهند. چنین سیاستمداری وارد تاریخ خواهد شد. اما حتی نام آوری در جنگ و ننگ خواندن صلح هم مهم نیست؛ مهم حفظ ایران است؛ به ننگ یا به نام؛ به قول قائم مقام فراهانی حتی به مردی یا نامردی.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات