بر اساس گزارشها رایزنیها در اسلام آباد ادامه دارد اما موضوع تنگه هرمز یکی از مواردی است که با اختلاف جدی روبروست
۲۵۸۲۹ مطلب
بر اساس گزارشها رایزنیها در اسلام آباد ادامه دارد اما موضوع تنگه هرمز یکی از مواردی است که با اختلاف جدی روبروست
محاسبه ایران بر این فرض استوار است که در یک بازی فرسایشی، ظرفیت تحمل و صبر راهبردی میتواند به یک مزیت تبدیل شود؛ بهویژه در شرایطی که فشارهای اقتصادی و سیاسی در سوی مقابل رو به افزایش است. به این ترتیب، «ساعت اقتصادی» در این منازعه بهگونهای تنظیم شده که در کوتاهمدت ممکن است به زیانها و هزینهها اشاره داشته باشد، اما در افق میانمدت، میتواند بهعنوان یکی از اهرمهای چانهزنی تهران عمل کند.
ملاحظه داخلی، یکی از مهمترین عوامل محدودکننده در پیشبرد مذاکرات است. هیچیک از طرفین نمیخواهند توافقی را بپذیرند که در داخل کشورشان به عنوان عقبنشینی تعبیر شود.
در سطح منطقهای، شکست مذاکرات میتواند به افزایش احتمال درگیریهای نیابتی منجر شود. مناطقی مانند لبنان بهسرعت تحت تأثیر این وضعیت قرار خواهند گرفت و احتمال گسترش بیثباتی افزایش مییابد. در چنین شرایطی، مدیریت بحران دشوارتر میشود، زیرا کانالهای ارتباطی میان طرفین تضعیف شده یا از بین میرود.
از دیکتاتوری خودشیفتهی نیازوف در ترکمنستان تا ریاستجمهوری دونالد ترامپ، الگوی خودکامگیِ خودبزرگبین تکرار میشود. ترامپ با خروج از برجام (۲۰۱۸) و نادیده گرفتن مشاوران، به اصرار نتانیاهو به ایران حمله کرد؛ اما نه نظام فروپاشید و نه قیامی رخ داد.
اسلامآباد، پایتخت پاکستان، میزبان دور جدیدی از مذاکرات میان هیاتهای بلندپایه ایران و آمریکا است. این مذاکرات که با ابتکار شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان صورت می گیرد با هدف دستیابی به صلح پایدار پس از برقراری آتشبس است. مذاکرات ایران و آمریکا پس از هفتهها میانجیگری پنهان و آشکار اسلامآباد به مرحله اجرایی رسیده و امروز شنبه در اسلامآباد برگزار می شود.
دیپلماسی آمریکا در بنبست گرفتار شده است. از یک سو، افرادی مثل کوشنر و ویتکاف (فعالان حوزه املاک) بدون تجربه و بدون تیم کارشناسی، مسائل پیچیده جهانی را شخصی و سطحی پیش میبرند. از سوی دیگر، دولت بایدن نیز دیپلماسی واقعی با دشمنان را نادیده گرفت و به جای وزیر خارجه، رئیس سیا را فرستاد. آمریکا یا دیوانسالاری خستهکننده دارد یا آماتورهای بیتجربه. برای موفقیت در دنیای چندقطبی، دولتی نیاز است که هم انعطافپذیر باشد و هم متخصص.
پس از ۴۰ روز جنگ نافرجام آمریکا و اسرائیل برای سرنگونی ایران (با آغاز ترور رهبر و فرماندهان)، ایران با پشتیبانی میلیونی مردم توانست مقاومت کند. ترامپ که نتوانست به «پیروزی قاطع» برسد، آتشبس موقت راپذیرفت. ایران با میانجیگری پاکستان، چارچوب ۱۰ ماده ای (شامل حق غنیسازی، حاکمیت بر تنگه هرمز و لغو تحریمها) را تحمیل کرد. در واکنش به آتش بس، نتانیاهو خشم خود را با حملات وحشیانه به لبنان تخلیه کرد.
آتشبس دو هفتهای ترامپ با ایران که او آن را «پیروزی کامل» مینامد، در عمل شکستی راهبردی است. تنگه هرمز باز نشده و ایران عوارض عبوری وضع کرده است. آمریکا به هیچ یک از اهداف خود (برچیدن برنامه هستهای، موشکهای بالستیک، متحدان ایران) نرسیده و رسانههایی مثل اکونومیست ترامپ را «بازنده بزرگ» میخوانند. او با وجود شعار «جنگ جدید راه نمیاندازم»، فرمان نابودی تمدن ایران را صادر کرد و اکنون بدون عبرت، به دنبال «فتح بعدی» است.
با وجود تمام تحریمها، ایران سالها این تنگه را رایگان نگه داشت، اما اکنون قواعد بازی تغییر کرده و ایران نیز قوانین خود را تغییر میدهد. در این نظم جدید، کد عبور از تهران صادر میشود و عوارض آن به یوان دریافت میشود. جهان ممکن است با این واقعیت جدید کنار نیاید، اما ناچار به پذیرش آن خواهد بود.