پژمان شاهرخی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان گفت: ۱۵۱۶ نفر از مصدومان حادثه بندر شهید رجایی ترخیص شدهاند. ۱۶ نفر به شیراز فرستاده شدند که آسیب چشمی داشتند. در این هشت روز ۳۸ مورد بستری در آی سی یو داشتیم. در حال حاضر ۲۵ نفر از مصدومان همچنان بستری هستند.
پس از چندین روز تلاش شبانهروزی و جستوجو برای یافتن آخرین بقایای آسیبدیدگان، به طوری که در دو روز اخیر هیچگونه بقایایی از نفرات آسیبدیده یافت نشد. با هماهنگی ستاد پیشگیری، هماهنگی و فرماندهی عملیات پاسخ به بحران استانداری، در شامگاه ۱۳ اردیبهشت ماه، پایان عملیات جستوجو و نجات اعلام میشود.
خانواده آرمان بهدنبال چه هستند؟ پیکری برای دفن؟ شاید، اما پیش از آن، بهدنبال یک وصال آخرند؛ فرصتی برای در آغوش گرفتن، برای وداع. مادری که میخواهد پیکر فرزندش را به خاک بسپارد، برایش سوگواری کند و سرانجام گوشهای از این زمین را به نام «آرمان» بداند تا آرام بگیرد و بگوید: اینجا، پسر من خوابیده است.
پزشکان شهر، نگران حال مردمند؛ مردمی که روز را با سوالهای بیجواب به شب میرسانند و شب را با کابوس انفجار به طلوع گره میزنند و شبانهروزشان با سوگواری برای جانباختههای غریب و آشنا تمام میشود و همان دو روز اول بعد از انفجار، چنان صفی برای اهدای خون بستند که تعداد تختهای اهدای خون از ۸ به ۳۰ رسید. تبلیغات دهها داروخانه و مطب و درمانگاه درباره توزیع رایگان وسایل زخمبندی و پماد سوختگی و ضدعفونت و ماسک و معاینات قلب و اعصاب و ارتوپدی بدون دریافت ویزیت و درمان مجانی شکستگیها و زخمها ادامه دار…
انفجار بزرگی حوالی ظهر شنبه، ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ در یکی از پایانههای کانتینری بندر شهید رجایی بندرعباس به وقوع پیوست. طبق اعلام رسمی، این حادثه ۷۰ کشته بر جا گذاشت.
«کالاهای خطرناک موجود در ترمینال بندر عمدتاً شامل گازها و مایعات قابل اشتعال، مانند سوختهای مایع و گازی و مواد اولیه شرکتهای شوینده هستند که به گرما حساسند و در صورت افزایش دما ممکن است دچار خودسوزی شوند، نه انفجار، همچنین سموم کشاورزی، مواد خورنده مثل اسیدها و بازها و مواد ضدخوردگی از دیگر اقلام موجودند که در صنایع شیمیایی کاربرد دارند.»
«وقتی که اولین خبر را شنیدیم، دلم دریای بندر شد و به طوفان رفته بود، ولی وقتی وارد محل حادثه شدیم، تنها چیزی که دیدیم، دودی غلیظ و سرخ بود. سرخ از آتش، از خون، از درد. در دل آتش، در دل همان بحران، هیچچیزی جز تصویرهایی از مرگ و آسیب وجود نداشت. سکوت میان فریادها، میان سرفههایی که به دل دود و خاک نمیرسیدند، مرگ بود که در آن فضا جولان میداد.»