«تاریکی شنی است که روی خیابانها ریخته، مثل دانههای برفی که سیاه است و شهر را پوشانده. شبی که گذشت، یکی از همین شبها بود. کمتر از چند روز به آخر سال، خیابانها در سیاهی فرو رفتهاند و جز چراغ قرمز و سبز و سردر برخی مغازهها که روشن است، مابقی خاموشی است.»