دیپلماسی و حصول مصالح منافع کشور
ضروری است مسئولان ارشد کشور همچنان کمهزینهترین و کمخسارتترین روش پیگیری مصالح ملی یعنی دیپلماسی را در اولویت قرار دهند. دیپلماسی روشی کمهزینهتر و کمخطرتر برای کشور و ملت ایران در دستیابی به منافع ملی و مصالح کشور است.
احسان هوشمند در شرق نوشت: ملت ایران در دوره ۱۲ ماه پیش بیش از گذشته شرایط بغرنج و دشواری را پشت سر گذاشته و با چالشهای پیچیده و غمانگیزی دستوپنجه نرم کرده است. حملات اسرائیل و سپس آمریکا به ایران در خردادماه گذشته موجب شد تا خسارات درخور توجهی به کشور وارد و موجب شود تا در کنار دیگر خسارات، فضای کسبوکار افرون بر مشکلات پیشین با مشکلات عدیده بیشتری دست به گریبان شود.
در دیماه نیز حوادث تلخ داخلی روی داد که وجدان جمعی ایرانیان را تحت تأثیر قرار داد. پس از آن در اسفندماه حملات گسترده آمریکا و اسرائیل دوباره آغاز شد و با وجود آتشبس موجود، سایه جنگ همچنان از سر کشور دور نشده است. در چنین شرایطی، وضعیت اقتصادی کشور نیز با چالشهای بیشتری روبهرو شده است.
شرایط جنگی موجب بیکاری تعداد درخور توجهی از نیروی کار کشور و در نتیجه افزایش شمار اقشار آسیبپذیر شده است. آسیبرسیدن به زیرساختهای فولاد و پتروشیمی هم بر سیاهه مشکلات اقتصادی کشور افزوده شده و وضعیت دیگر صنایع کشور را تحت تأثیر خود قرار داده است. افزایش شایان توجه تورم و سپس گرانی روزافزون کالاها و خدمات موجب شده تا فشار بیشتری به اقشار میانی و فرودست وارد شود.
صنعت کشور در این وضعیت با تعلیق نسبی روبهرو شده است. در چنین شرایطی، وضعیت مبهم پیشروی کشور و موانع پیشروی انعقاد توافق با آمریکا هم بر نگرانیهای موجود افزوده است. گذر کشور از شرایط حساس روزهای نخست آغازین جنگ و حملات اسرائیل و آمریکا به کشور و بهتدریج شکلگیری نوعی موازنه -به معنای اینکه طرف آغازگر حملات نتوانست اراده خود را بر طرف ایرانی تحمیل کند- موجب شد تا با میانجیگری پاکستان، آتشبسی دوهفتهای آغاز شود و در اتفاقی بیسابقه و بااهمیت، هیئت ایرانی به سرپرستی رئیس مجلس و حضور شماری از مقامات سیاسی، امنیتی و اقتصادی، با طرف آمریکایی به سرپرستی معاون رئیسجمهوری آمریکا وارد گفتوگو شوند.
جدا از نتایج این دیدار، نفس دیدار مقامات دو کشور آمریکا و ایران، آنهم در عالیرتبهترین سطوح خود، اتفاق بسیار بااهمیت و معناداری در عرصه سیاست خارجی کشور بهویژه در ارتباط با مناسبات ایران و آمریکاست.
اگرچه هنوز مشخص نیست آیا با اتمام دوره آتشبس، امکان استمرار آن تا حصول یک توافق با آمریکا وجود دارد یا خیر، اما به نظر میرسد دیدار مقامات عالیرتبه دو کشور ایران و آمریکا با پادرمیانی پاکستان میتواند به آغاز دور جدیدی از تحرکات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا منجر شود. اگرچه در عرصه بینالمللی بخشی از جناح تندرو آمریکایی و نیز اسرائیل از حصول هر نوع توافقی با ایران ناراضی است و به همین دلیل در پی ممانعت از توافق پایدار میان آمریکا و ایران است، در عرصه داخلی نیز گروهی با استفاده از امکانات و ابزارهای در اختیار، در تقابل با روندهای دیپلماتیک به تکاپو افتادهاند تا عرصه را برای دیپلماسی محدود و محدودتر کنند و دولت هم در برابر این اقدامات با دست خالی ظاهر شده و هیچ اقدامی برای محدودکردن این دست از اعمال فشارهای جریان تندرو انجام نشده است.
هرچند فرصت برابری برای دیگر هموطنان با خواستهای متفاوت وجود ندارد. در یک جمعبندی کلی میتوان گفت در شرایط موجود دو امکان برای کشور متصور است؛ تأکید بر دیپلماسی و ادامه اقدمات دیپلماتیک و تدبیر در برابر شرایط پیشرو با توجه به توازن نیروی شکلگرفته یا آمادگی برای ورود دوباره به فضای جنگی و آغاز درگیریهای نظامی و جنگ؛ یعنی دو امکان دیپلماسی یا برگشت به جنگ در دسترس است.
اگر به هر دلیلی دیپلماسی متوقف شود یا آتشبس به اتمام برسد و دوباره آتش جنگ شعلهور شود، قرار است چه اتفاقی روی دهد؟ ایران تردد کشتی از تنگه هرمز را محدود و متوقف میکند و به اهدافی در کشورهای منطقه و اسرائیل حمله خواهد کرد و جنگ در خوشبینانهترین احتمالات، به صورت فرسایشی ادامه مییابد تا شاید تحولات داخلی آمریکا موجب شود ترامپ با فشار داخلی مجبور به اتمام جنگ شود.
در مقابل هم طرف آمریکایی و اسرائیلی مانند اسفندماه ضمن حملات هوایی به اهداف نظامی و سیاسی، بهویژه ترور مقامات کشور و حتی حملات به زیرساختها و دیگر تأسیسات اقتصادی ایران، اهداف نظامی خود را تعقیب خواهد کرد.
در این وضعیت افزون بر وارد آمدن خسارات به کشورهای همسایه، خسارات اقتصادی زیادی هم بر کشور وارد خواهد شد و حتی ممکن است این روند در احتمالی بدبینانه موجب برهمخوردن توازن نیرو میان طرفهای حملهکننده با ایران شود و بهتدریج موجب شود حتی برخی از کشورهای اروپایی و دیگر متحدان آمریکا نیز وارد درگیریهای خلیج فارس شوند. این وضعیت به هر نتیجهای منجر شود، شکی نیست که خسارات اقتصادی درخور توجهی بر جای میگذارد و بر تورم و گرانی و حتی توزیع روان کالاها و خدمات مورد نیاز هموطنان فشار وارد کرده و به این ترتیب شرایط برای گذران زندگی روزانه هموطنان دشوارتر میشود.
در میان دو سناریوی پیشروی ایران، یعنی ورود دوباره به جنگ یا استمرار دیپلماسی، روشن است که تأکید بر دیپلماسی و استمرار فعالیتهای دیپلماتیک، مبتنی بر منطق حکمرانی و منافع و مصالح کشور است و ورود دوباره به جنگ حتی با ارزیابی اینکه نتایج جنگ با خوشبینی میتواند به نفع ایران و تغییر موازنه در میدان جنگ روبهرو شود نیز حتما با خسارات اقتصادی و انسانی و حتی سیاسی درخور توجهی روبهرو خواهد بود.
بنا بر این استدلال و در نظر گرفتن میزان تابآوری اجتماعی در عرصه ملی، ضروری است مسئولان ارشد کشور همچنان کمهزینهترین و کمخسارتترین روش پیگیری مصالح ملی یعنی دیپلماسی را در اولویت قرار دهند. دیپلماسی روشی کمهزینهتر و کمخطرتر برای کشور و ملت ایران در دستیابی به منافع ملی و مصالح کشور است.