رئیس سابق سیا: در بحث جنگ علیه ایران، لازم نبود چاله را برای خودمان اینقدر عمیق حفر کنیم
برنز نوشت: در جنگ علیه ایران لازم نبود این چاله را اینقدر عمیق حفر کنیم. خوشبختانه هنوز زمان هست که بیل را روی زمین بگذاریم، درسهای سخت را بیاموزیم و با کمی فروتنی بیشتر آنها را به کار ببندیم.
ویلیام جی. برنز، رئیس سابق سازمان سیا و دیپلمات کهنهکار سابق آمریکا، در نیویورکتایمز نوشت: جمهوری اسلامی ایران بر تمام دوران حرفهای من سایه افکنده است. من در اواخر سال ۱۹۷۹ که ایران، کارکنان سفارت آمریکا را گروگان گرفت، در آزمون وزارت خارجه شرکت کردم و پس از بمبگذاری هولناک سفارت ما در بیروت در سال ۱۹۸۳ با آن دست و پنجه نرم کردم. سه دهه بعد، مذاکرات هستهای مخفیانهای را با ایران رهبری کردم و پس از ۷ اکتبر با گروه های نزدیک به ایران در سراسر خاورمیانه مقابله کردم. در طول سالیان متمادی درسهای زیادی در مورد برخورد با ایران آموختهام، که اغلب از راه سخت بوده است.
به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: جنگ انتخابی رئیسجمهور ترامپ با ایران توجه چندانی به اشتباهات گذشته ما نداشته و اشتباهات خود او را نیز به آنها افزوده است. او فرض کرد که بمبها و ترورها میتوانند تغییر حکومت را به همراه آورند. او موفقیت نظامی تاکتیکی را با یک راهبرد عملی اشتباه گرفت. سیاستهایش را بر اساس امیال درونی شخصیت ریاستجمهوری و سیاستهای درباری انتخاب کرد. او بدون تأمل و برنامهریزی قبلی و سرسری مذاکره کرد.
این اشتباهات غیراجباری تاکنون خسارت راهبردی زیادی وارد کردهاند. اما با وجود تمدید یک آتشبس شکننده و امکان ضعیف ازسرگیری مذاکرات، هنوز فرصتی برای محدود کردن آسیب وجود دارد.
سه درس اساسی از هشت هفته گذشته میتواند به ترامپ کمک کند تا منافع آمریکا را نجات دهد:
اول، مدیریت خوب مسائل دشوار سیاست خارجی زمان و حوصله میبرد. این درس در مورد جبرگرایی یا اجتناب از انتخابهای سخت نیست. بلکه در مورد این است که با چه هزینه قابل قبولی برای سایر اولویتها، چه خارجی و چه داخلی، میتوان به نتیجه رسید. در دیپلماسی، به ویژه با حکومتی مثل ایران، ایدئولوژیک و ریشهدار، کمال و مطلوب ما به ندرت روی میز است. ترورها ممکن است همانطور که این دولت آمریکا به سرعت در ایران فهمید، میتواند یک توهم باشد.
منطق باراک اوباما، رئیسجمهور اسبق آمریکا، در پیگیری دیپلماسی مستقیم با ایران، بازی طولانیمدت بود: مهار (احتمال دستیابی به سلاح هستهای) و کاهش تدریجی سایر تهدیدها در طول زمان. مانند جرج دبلیو بوش، اوباما با دقت ریسکها و پیامدهای درجه دوم و سوم جنگ را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که آنها بسیار بیشتر از منافع احتمالی هستند.
ترامپ که با احساس موفقیت خود در جنگ ژوئن ۲۰۲۵ و عملیات زمستان گذشته ونزوئلا جسور شده بود، انتخابی متفاوت و غمانگیز انجام داد. در سیاستمداری، امکان تکرار وجود ندارد. با این حال، هنوز یک احتمال ضعیف وجود دارد که اگر دولت بتواند اولویتبندی کند، تمرکز نماید و بر اعتیاد خود به راهحلهای سریع غلبه کند، حادترین خطرات را برطرف سازد.
دوم، هیچ جایگزینی برای به کارگیری همه ابزارهای امنیت ملی آمریکا وجود ندارد. بدون اهرم نظامی و اقتصادی هرگز در دیپلماسی خیلی جلو نمیروید. اما زور به تنهایی - بدون دیپلماسی صبورانه و دقیق که پشتوانه آن اطلاعات خوبی باشد که سیاستگذاران، آن را جدی بگیرند - به ندرت نتیجه میدهد. همچنین مذاکرات به معنای دیکته کردن نیست. آنها تقریباً همیشه شامل فرآیندی پیچیده و زمانبر از چانهزنی و امتیازدهی هستند که در آن تخصص اهمیت دارد و فشار از نقاط مختلف اعمال میشود.
این موضوع در صورت تداوم آتشبس، برای مذاکرات در مورد دو چالش اصلی حیاتی خواهد بود: مسئله هستهای و تنگه هرمز. در قلب هر توافق خوب، بازرسیهای هستهای سفت و سخت، تمدید طولانی مدت ممنوعیت غنیسازی اورانیوم و صادرات یا رقیقسازی ذخایر موجود اورانیوم غنیشده تهران در ازای دریافت کاهش مشخص تحریمها قرار خواهد داشت. در مورد بازگشایی تنگه، برخی توافقات با مشارکت کشورهای ساحلی و سایر بازیگران کلیدی جهانی میتواند به حفاظت پایدار از عبور آزاد کمک کرده و به طور بالقوه درآمدی برای مینزدایی و بهبود اقتصادی ایجاد کند.
ایالات متحده برگ برنده قدرتمندی دارد، اما یک توافق پایدار نیازمند بسیج متحدان و شرکا و توجه تخصصی به جزئیات با مذاکرهکنندگان ایرانی باتجربه است.
آخرین و حیاتیترین درس این مناقشه، این است که «چمنزنی» - یعنی استفاده از زور مستقیم علیه تهدیدات فوری بدون هیچ برنامه درازمدتی برای موفقیت - تنها موجب کاشت بذر مشکلات گستردهتر شده است. فهرست طولانی است: حکومت ایران آسیب دیده اما دست نخورده سر جای خود است. تنگه هرمز، هدیه جغرافیایی استراتژیک به ایران، اکنون منبع نفوذ قدرتمندتری برای تهران است که برنامه هستهای، موشکهای بالستیک آن هرگز نبودهاند.
ایالات متحده اعتماد کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و متحدان اروپایی خود را به تحلیل برده است. دوستان ما در منطقه هند و اقیانوس آرام آسیب اقتصادی دیدهاند و اعتماد خود را به رهبری آمریکا از دست میدهند.
جنگ همچنین به ولادیمیر پوتین یک طناب نجات داده است که منجر به درآمد بیشتر انرژی و کاهش موجودی تسلیحات آمریکا در زمانی شده است که اوکراین در میدان نبرد پیشرفت میکرد و اقتصاد روسیه با تنگناهای وخیم خود روبرو بود. به نظر میرسد شی جین پینگ معتقد است که این مناقشه چین را در موقعیت استراتژیک بالاتری قرار داده است، زیرا ترامپ خود را برای سفر به پکن در اواسط ماه مه آماده میکند و به شی فرصتی میدهد تا در مورد تجارت، فناوری و تایوان امتیازهایی بگیرد. و چالشهای بلندمدتی در اقتصاد جهانی وجود خواهد داشت، حتی در صورت تداوم آتشبس، با تأخیر قابل توجه در اثرات آن.
ما لازم نبود این چاله را اینقدر عمیق حفر کنیم. خوشبختانه هنوز زمان هست که بیل را روی زمین بگذاریم، درسهای سخت را بیاموزیم و با کمی فروتنی بیشتر آنها را به کار ببندیم.