ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۵۳۳۴

پشت‌پرده تصمیمات ترامپ؛ چرا ضرب‌الاجل‌های ترامپ یکی پس از دیگری به تأخیر افتاد؟

پشت‌پرده تصمیمات ترامپ؛ چرا ضرب‌الاجل‌های ترامپ یکی پس از دیگری به تأخیر افتاد؟

در یک ماه گذشته، بحران میان ایران و آمریکا با وجود تهدیدهای شدید، آتش‌بس‌های موقت و مذاکرات پراکنده، نه‌تنها فروکش نکرده بلکه وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است. آمریکا با وجود تعیین چندین ضرب‌الاجل، از اجرای تهدیدهای خود عقب نشسته و در پی راهی کم‌هزینه برای مهار بحران مانده است. هم‌زمان، کانون تقابل به تنگه هرمز منتقل شده؛ جایی که تنش دریایی، اختلال در بازار انرژی و فشار بر اقتصاد جهانی را تشدید کرده و بن‌بست راهبردی دو طرف را عمیق‌تر ساخته است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- یک شبکه عبری‌زبان گزارش داده است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تاکنون دست‌کم پنج بار از اجرای شدیدترین تهدیدهای خود علیه ایران عقب نشسته است؛ تهدیدهایی که در برخی موارد، نابودی زیرساخت‌های غیرنظامی ایران را هدف قرار داده بود.

به گزارش فرارو، شبکه «۱۲» در این گزارش اعلام کرده است که ترامپ دقیقاً یک ماه پیش، آنچه را «اولتیماتومی نهایی و صریح» توصیف شده، صادر کرد و هشدار داد اگر تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت بازگشایی نشود، زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف حمله قرار خواهد داد و نابود خواهد کرد. بر اساس این گزارش، از زمان صدور آن هشدار تاکنون، ترامپ دست‌کم پنج مرتبه مهلت‌هایی را که خود تعیین کرده بود، به عقب انداخته است. این شبکه تاکید کرد که تازه‌ترین مورد نیز چهارشنبه گذشته رخ داد؛ زمانی که او اعلام کرد اجرای تهدیدهایش علیه ایران را برای «مدتی نامشخص» به تعویق می‌اندازد.

اولتیماتوم‌های ترامپ، عقب‌نشینی‌های پی‌درپی

در طول یک ماه گذشته، دایره تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از هدف قرار دادن نیروگاه‌ها فراتر رفت و بخش وسیعی از زیرساخت‌های غیرنظامی ایران را نیز دربر گرفت. با این حال، در حالی که او تلاش می کرد تهران را به بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش شروط واشنگتن وادار کند، نشانه‌ها حاکی از آن است که امید به عقب‌نشینی ایران در برابر این فشارها، تاکنون رنگ باخته است.

شبکه عبری‌زبان «۱۲» در گزارش خود نوشت نخستین ضرب‌الاجلی که ترامپ حدود یک ماه پیش تعیین کرده بود، به‌طور مشخص به ۲۲ مارس بازمی‌گشت. او در آن مقطع، در پیامی در حساب کاربری خود در پلتفرم «تروث سوشال»، هشدار داده بود که اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت تنگه هرمز را به‌طور کامل باز نکند، ایالات متحده نیروگاه‌های ایران را نابود خواهد کرد. این شبکه، این موضع‌گیری ترامپ را نخستین تهدید جدی او علیه زیرساخت‌های غیرنظامی ایران توصیف کرد؛ تهدیدی که از همان ابتدا، ابعادی فراتر از هشدارهای معمول سیاسی پیدا کرده بود.

با این حال، تنها ۳۶ ساعت بعد، نخستین عقب‌نشینی از این ضرب‌الاجل رخ داد. ترامپ بار دیگر در همان پلتفرم اعلام کرد که با ایران «گفت‌وگوهای خوبی» انجام شده و به همین دلیل، مهلت تعیین‌شده را برای پنج روز دیگر تمدید می‌کند. او همان روز در گفت‌وگو با خبرنگاران نیز با لحنی دوپهلو گفت: «یک دوره پنج‌روزه را در نظر می‌گیریم و می‌بینیم اوضاع چگونه پیش می‌رود. اگر همه‌چیز خوب پیش برود، کار را تمام می‌کنیم؛ وگرنه به بمباران آن‌ها ادامه خواهیم داد.» این اظهارات، در عین حال که بر ادامه فشار تأکید داشت، نشانه‌ای آشکار از عقب‌نشینی موقت کاخ سفید از اجرای فوری تهدیدهای پیشین نیز به شمار می‌رفت.

سه روز بعد، در ۲۶ مارس و هم‌زمان با نزدیک شدن به پایان مهلت تعیین‌شده، بازارهای مالی آمریکا با افتی محسوس روبه‌رو شدند. دونالد ترامپ که به‌طور سنتی نوسانات بورس را با دقت و حساسیت دنبال می‌کند، بار دیگر از اجرای اولتیماتوم خود عقب نشست و این‌بار ۱۰ روز دیگر به مهلت قبلی افزود. او در همان پیامی که خبر تعویق را منتشر کرد، مدعی شد ایران خواستار این فرصت تازه شده و روند مذاکرات نیز «به‌خوبی» در جریان است.

ترامپ در پیامی به تاریخ ۳۰ مارس، سطح تهدیدها را به‌طور آشکار گسترش داد و اعلام کرد اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند و در کوتاه‌ترین زمان ممکن به توافقی با آمریکا تن ندهد، واشنگتن دامنه حملات خود را به زیرساخت‌های نفتی، جزیره خارک، تأسیسات آب‌شیرین‌کن، پل‌ها و نیروگاه‌های برق نیز خواهد کشاند. با وجود این لحن تهاجمی، او در همان پیام از «پیشرفت بزرگ» در مذاکرات سخن گفت و حتی رهبری ساختار سیاسی جدید در تهران را «قابل اعتمادتر» توصیف کرد؛ موضعی که بیش از هر چیز، تصویری از نوسان در لحن و راهبرد کاخ سفید در قبال ایران ارائه می‌داد.

با وجود تشدید تهدیدها، ایران از موضع خود عقب ننشست و همین مسئله، دونالد ترامپ را وادار کرد یک بار دیگر مهلت تعیین‌شده را تمدید کند؛ این‌بار برای ۲۴ ساعت دیگر. او هم‌زمان، بی‌سابقه‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین تهدید خود را نیز مطرح کرد؛ تهدیدی که بازتابی جهانی یافت. ترامپ در پیامی نوشت: «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز باز نخواهد گشت. نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد، اما به‌احتمال زیاد رخ خواهد داد.» او در پیامی دیگر نیز با ادبیاتی تند و کم‌سابقه نوشت: «این تنگه لعنتی را باز کنید، ای اوباش دیوانه، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد.» با این همه، این تهدیدهای آتشین نیز در نهایت به اقدام نظامی منجر نشد و رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر از اجرای حمله صرف‌نظر کرد.

تنها یک ساعت و نیم مانده به پایان مهلت تعیین‌شده، ترامپ اعلام کرد در برابر بازگشایی تنگه هرمز، یک آتش‌بس دو هفته‌ای برقرار خواهد شد. در طول دو هفته گذشته، میان دو طرف گفت‌وگوهایی نیز انجام شد، اما برخلاف ادعاهای اولیه رئیس‌جمهور آمریکا، تنگه هرمز همچنان بسته باقی مانده است. با نزدیک شدن به پایان این مهلت دو هفته‌ای، ترامپ تلاش کرد این‌گونه وانمود کند که این بار دیگر از موضع خود عقب نخواهد نشست. او در گفت‌وگو با «بلومبرگ» گفت احتمال تمدید دوباره اولتیماتوم، بسیار اندک است. با این حال، در آستانه سررسید نهایی، پنجمین تعویق نیز اعلام شد؛ تعویقی که به گفته او تا زمانی ادامه خواهد یافت که رهبری ایران «درخواستی واحد» ارائه کند.

از آسمان به دریا؛ انتقال میدان رویارویی ایران و آمریکا

به نوشته وال‌استریت ژورنال، با وجود پایان حملات هوایی‌ای که آمریکا و متحدانش در روزهای اخیر علیه ایران هدایت کرده‌اند، صحنه میدانی نه‌تنها به سمت آرامش نرفته، بلکه در قالبی حساس‌تر و پرتنش‌تر بازآرایی شده است؛ به‌گونه‌ای که مرکز ثقل رویارویی، از نبرد هوایی به یک تقابل مستقیم دریایی انتقال یافته است. این وضعیت در شرایطی شکل گرفته که اقدامات نظامی همچنان ادامه دارد و آتش‌بس نیز تمدید شده، بی‌آنکه توافقی جامع برای پایان‌دادن به تنش حاصل شده باشد.

در این چارچوب، تنگه هرمز به صحنه بروز یک واقعیت پیچیده و خطرناک تبدیل شده است؛ گذرگاهی حیاتی که عملاً از مدار عادی فعالیت خارج شده و با افزایش اصطکاک‌های دریایی میان نیروهای ایرانی و آمریکایی، به نقطه‌ای برای اعمال فشار راهبردی تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که پیامدهای فوری آن بر بازارهای انرژی و روند تجارت بین‌المللی سایه انداخته است.

داده‌های میدانی نیز، آن‌گونه که وال‌استریت ژورنال روایت می‌کند، نشان می‌دهد آهنگ عملیات در تنگه نه‌تنها فروکش نکرده، بلکه ابعادی خطرناک‌تر به خود گرفته است؛ به‌ویژه در پی حمله به کشتی‌های تجاری و تکرار عملیات رهگیری، در حالی که تهران و واشنگتن هر یک طرف مقابل را مسئول این تشدید تنش معرفی می‌کنند. وضعیتی که ابهام درباره آینده کشتیرانی در یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی جهان را بیش از پیش افزایش داده است.

به نوشته وال‌استریت ژورنال، با وجود اعلام آتش‌بس، واقعیت میدانی تصویری متفاوت را نشان می‌دهد؛ چرا که واشنگتن همچنان محاصره دریایی اعمال‌شده علیه ایران را حفظ کرده و تهران نیز این وضعیت را امتداد یک اقدام نظامی اعلام‌نشده می‌داند. در مقابل، ایران اعلام کرده است تنگه هرمز را به روی آنچه «کشتی‌های متخاصم» می‌خواند، بسته نگه خواهد داشت؛ اقدامی که بر عمق بن‌بست افزوده و این گذرگاه راهبردی را عملاً از چرخه عادی خدمات خارج کرده است.

در چنین فضایی، تحلیلگران امنیتی بر این باورند که آنچه در جریان است، نه نشانه‌ای از کاهش تنش، بلکه بازتاب نوعی «آزمون اراده‌ها» است؛ آزمونی که در آن هیچ‌یک از دو طرف واقعاً در پی پایین‌آوردن سطح بحران نیست و هر دو می‌کوشند دامنه فشار بر طرف مقابل را بیازمایند. پیامد این بن‌بست، اختلالی گسترده در بازارهای انرژی بوده است؛ اختلالی که بهای نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسانده و هم‌زمان نگرانی‌ها را درباره تداوم بسته‌ماندن تنگه برای دوره‌ای طولانی‌تر تشدید کرده است. حدود ۱۰ درصد از عرضه جهانی نفت و گاز از تنگه هرمز عبور می‌کند و همین مسئله، هرگونه اخلال در این مسیر را به عاملی مستقیم برای جهش قیمت‌ها و افزایش ریسک‌های اقتصادی جهانی تبدیل کرده است.

برآوردهای اقتصادی نیز نشان می‌دهد ادامه این انسداد می‌تواند بازارها را به سمت وضعیتی از «رکود تورمی» سوق دهد؛ وضعیتی که در آن، قیمت‌ها بالا می‌ماند اما رشد اقتصاد جهانی کند می‌شود. آثار این بحران نیز تنها به بازار انرژی محدود نمانده و به زنجیره‌های تأمین جهانی سرایت کرده است؛ از کمبود هلیوم مورد استفاده در صنایع فناوری گرفته تا اختلال در تولید کودهای شیمیایی و افزایش قیمت فلزاتی مانند آلومینیوم. در آسیا، نشانه‌های بحران با افت تولید در برخی کارخانه‌ها و اعمال محدودیت بر مصرف سوخت در کشورهایی ظاهر شده که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند. در اروپا نیز کمبود سوخت هواپیما، صنعت هوانوردی را با اختلال روبه‌رو کرده و برخی شرکت‌های بزرگ را وادار ساخته است تعداد پروازهای خود را کاهش دهند. صندوق بین‌المللی پول هم هشدار داده است که تداوم این بحران می‌تواند رشد اقتصاد جهانی را به حدود ۲ درصد کاهش دهد؛ سناریویی که از آن به‌عنوان یکی از سنگین‌ترین وضعیت‌های اقتصاد جهانی از زمان بحران‌های بزرگ یاد می‌شود.

ترامپ در جست‌وجوی خروج آبرومندانه از بحران ایران

به نوشته پایگاه تحلیلی هیل، دونالد ترامپ در پرونده ایران به مرحله‌ای از مکث و انتظار رسیده است؛ وضعیتی که در آن، بیش از هر چیز در پی یافتن مسیری برای خروج از جنگ است؛ مسیری که بتواند آن را در داخل آمریکا به‌عنوان یک موفقیت سیاسی عرضه کند. تمدید یک‌جانبه آتش‌بس و عقب‌نشینی از لحن و تهدیدهای پیشین نشان می‌دهد که کاخ سفید فعلاً ترجیح داده است از تشدید تنش فاصله بگیرد و به سمت مهار بحران حرکت کند.

در این گزارش آمده است که مهم‌ترین اهرم فشار واشنگتن، یعنی محاصره دریایی، تا این لحظه نتوانسته دستاوردی روشن در روند مذاکرات ایجاد کند. هم‌زمان، اهداف آمریکا نیز در قیاس با گذشته محدودتر شده و اکنون بیش از هر چیز بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای متمرکز است؛ هدفی که به نوشته نویسنده، هنوز تعریف دقیق و عملیاتی روشنی ندارد. تحقق چنین هدفی نیز آسان به نظر نمی‌رسد، زیرا ایران همچنان مقادیر قابل‌توجهی اورانیوم غنی‌شده در اختیار دارد و حذف این ذخایر، یا به یک توافق سیاسی نیاز دارد یا به عملیات نظامی گسترده.

پایگاه تحلیلی هیل همچنین می‌نویسد آمریکا در تلاش است این تصویر را القا کند که همچنان سکان بحران را در دست دارد؛ حتی در شرایطی که ایران از حضور در مذاکرات خودداری می‌کند و پیام‌هایی چندلایه و گاه متناقض می‌فرستد. واشنگتن این وضعیت را ناشی از شکاف‌های داخلی در ایران می‌داند، اما نویسنده تأکید می‌کند که چنین برداشتی الزاماً به معنای ضعف تهران نیست. برعکس، از نگاه او، ساختار قدرت در ایران همچنان انسجام خود را حفظ کرده است.

در ادامه این تحلیل آمده است که یکی از گره‌های اصلی پیش روی ترامپ، فشارهای داخلی در آمریکا است. افزایش بهای انرژی، نارضایتی عمومی و نزدیک‌شدن به انتخابات، حاشیه مانور او را محدود کرده و از قدرت تصمیم‌گیری‌اش کاسته است. در مقابل، ایران این امکان را دارد که با طولانی‌کردن مذاکرات، هزینه‌های سیاسی و اقتصادی بیشتری بر آمریکا تحمیل کند. نویسنده در نهایت معتقد است که واشنگتن اکنون با سه گزینه دشوار روبه‌روست: ادامه وضع موجود، عقب‌نشینی، یا تشدید درگیری؛ گزینه‌هایی که هیچ‌یک نتیجه‌ای قطعی و تضمین‌شده به همراه ندارند و همین مسئله، بن‌بست کنونی را عمیق‌تر کرده است.

فشار حداکثری با چاشنی جنگ؛ نسخه واشنگتن‌پست برای مهار تهران

به نوشته واشنگتن‌پست، اگر تهران در کوتاه‌مدت حاضر به پذیرش شروط واشنگتن نشود، ادامه گفت‌وگوها نه‌تنها دستاورد مشخصی برای آمریکا نخواهد داشت، بلکه به فرصتی برای ایران تبدیل می‌شود تا زمان بخرد و از فرسایشی‌شدن روند مذاکرات به سود خود بهره ببرد. در این تحلیل آمده است که تمدید آتش‌بس از سوی دونالد ترامپ این پیام را به تهران منتقل کرده که آمریکا بیش از ایران به توافق نیاز دارد و تمایل جدی‌ای به بازگشت به میدان جنگ ندارد؛ برداشتی که می‌تواند ایران را به طولانی‌کردن مذاکرات، به تعویق انداختن ازسرگیری عملیات نظامی و انتظار برای افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی بر ترامپ سوق دهد.

نویسنده این مقاله استدلال می‌کند که ترامپ برای شکستن این برداشت، باید معادله را تغییر دهد و آشکارا نشان دهد که گزینه بازگشت به جنگ همچنان روی میز است. از نگاه او، اگر ایران ظرف چند روز آینده پیشنهادی جدی و معنادار ارائه نکند، آمریکا باید عملیات نظامی را از سر بگیرد و حتی چهره‌ها و جریان‌های مخالف توافق در داخل ایران را هدف قرار دهد تا توازن داخلی به سود نیروهای متمایل به مذاکره تغییر کند.

در جمع‌بندی این روایت، راهبرد مؤثرتر برای افزایش فشار بر ایران در ترکیب دو ابزار دیده می‌شود: تداوم محاصره اقتصادی و ازسرگیری هم‌زمان حملات نظامی. در این چارچوب، پیشنهاد می‌شود آمریکا در هماهنگی با اسرائیل، ضمن ادامه عملیات نظامی، مسیرهای اصلی صادرات نفت ایران از جمله جزیره خارگ را نیز هدف قرار دهد تا شریان مالی حکومت به‌طور جدی مختل شود و موقعیت چانه‌زنی واشنگتن تقویت گردد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات