العربی الجدید: ایرانیها در میز مذاکره حتی از میدان جنگ هم بهتر هستند
سردبیر نشریه قطری العربی الجدید مینویسد: «مذاکرهکنندهی ایرانی «جنگی بیخون» را مدیریت میکند؛ آن هم با توان بالا و اعتمادبهنفس زیاد. این اعتمادبهنفس با وجود حملات امریکا و اسرائیل به داخل ایران و ترور رهبران چهره عالی رتبه مهم نظامی و سیاسی، قابل توجه است.»
معین البیاری، سردبیر العربی الجدید، در یادداشتی نوشت: «یکی از نکتههای شگفتآور در جنگ نظامی، سیاسی و اقتصادی کنونی علیه ایران این است که این کشور در مذاکره بهتر از میدان جنگ و اطلاعاتی عمل میکند. توان مذاکرهی ایران بالا و چشمگیر است و میتوان آن را «هنر مدیریت بحران» نامید. گفتن این نکته برای ما عربها سخت نیست؛ حتی با اینکه آسیبهای بسیار سنگینی که از جانب ایران در این جنگ و قبلتر از آن به ما وارد شده است.
در واقع، اگر با دقت نگاه کنیم، میتوانیم از نحوهی مذاکرهی ایران با دولت ترامپ نکتهها و درسهایی برداشت کنیم. باید صادق بود: این مهارت تازهپیدا نیست. و همین موضوع وقتی با سابقهی مذاکرات برخی کشورهای عربی با اسرائیل مقایسه شود، تفاوت بزرگی را نشان میدهد؛ از مذاکرات انور سادات با کیسنجر بعد از جنگ ۱۹۷۳ گرفته تا موافقت عبدالفتاح السیسی با حضور نتانیاهو در شرمالشیخ در کنار ترامپ در نشست پایان جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۵ آن هم تنها با یک تماس تلفنی گذری. این موضوع حتی در مذاکرات محرمانهای که به «توافق اسلو» منجر شد و مذاکرات بعد از آن هم دیده میشود.
در بیش از بیست سال مذاکرهی مستقیم و غیرمستقیم دربارهی پروندهی هستهای، ایران هیچ وقت از خطوط قرمز اصلیاش عقبنشینی نکرده است. البته در مواردی امتیازهای کوچک داده، اما چارچوب کلی را حفظ کرده است. مسئولان ایرانی همیشه میگویند امریکا باید از خواستههای غیرمنطقیاش دست بردارد. جواد ظریف هم در سال ۲۰۱۵ گفته بود رسیدن به توافق ممکن است، اگر امریکا خواستههای اغراقآمیز مطرح نکند.
در همین حال هم با وجود آتشبس، ایرانیها «انگشتشان روی ماشه است». در حالی که هواپیمای هیئت امریکایی آمادهی پرواز به اسلامآباد بود و حتی گفته میشد معاون رئیسجمهور امریکا، جیدی ونس، قرار است در مذاکرات شرکت کند. اما رسانههای ایرانی دائم نقل میکردند که مذاکرهکنندگان ایرانی تا وقتی پیشنهادهای قابل قبول دریافت نکنند، به اسلامآباد نمیروند. حتی پس از فشارها و تماسهای متعدد مقامهای پاکستانی، تهران حاضر نشد هیاتش را راهی اسلامآباد کند.
اگر خبرهایی که در پشت پرده گفته میشود درست باشد، یعنی اینکه توافقهایی دور از سر و صدای رسانهها شکل گرفته، باز هم این موضوع فرضیهی اصلی را تأیید میکند: مذاکرهکنندهی ایرانی «جنگی بیخون» را مدیریت میکند؛ آن هم با توان بالا و اعتمادبهنفس زیاد. این اعتمادبهنفس با وجود حملات امریکا و اسرائیل به داخل ایران و ترور رهبران چهره عالی رتبه مهم نظامی و سیاسی، قابل توجه است.
ایران در تربیت مذاکرهکنندگان حرفهای توان بالایی دارد. اگر علی لاریجانی و کمال خرازی ترور شدهاند و ظریف و صالحی کنار رفتهاند، هنوز افرادی مثل قالیباف، عراقچی و تیمهایشان میتوانند در عمان، ژنو یا اسلامآباد با نمایندگان ترامپ چانهزنی کنند.
کیسنجر در خاطراتش نوشته که از حجم امتیازهایی که سادات بعد از جنگ ۱۹۷۳ به او داد، شگفتزده شده بود. سادات به سرعت با سندی موافقت کرد که اسرائیل نوشته بود، و بعد هم گلدا مایر درخواست تغییر در همان سند را داد.
اما ترامپ در تهران با این قماش مذاکرهکنندگان عرب روبهرو نخواهد شد.»