رسانههای اسرائیلی از کشف بستهای مشکوک در دفتر نتانیاهو خبر دادند.
۸۵۵ مطلب
رسانههای اسرائیلی از کشف بستهای مشکوک در دفتر نتانیاهو خبر دادند.
با بازگشت چهرههای باسابقه ایرانی مانند علی لاریجانی به مدیریت پرونده هستهای، تهران با حافظه تاریخی قوی وارد مذاکرات شده، در حالیکه تیم جدید آمریکا فاقد چنین تجربهای است. ترامپ برنامه هستهای ایران را تهدید اصلی میداند، اما کشورهای منطقه مانند عربستان، ترکیه و قطر بر اولویت توافق هستهای و پرهیز از جنگ تأکید دارند. این ائتلاف منطقهای با اعمال نفوذ دیپلماتیک تلاش میکند مسیر مذاکرات را حفظ کند، مانع تشدید تنش شود و میان آمریکا و اسرائیل توازن راهبردی ایجاد کند.
اعزام ناو هواپیمابر «جرالد فورد» و آمادهباش ارتش آمریکا برای عملیات احتمالی چندهفتهای علیه ایران، نشاندهنده راهبرد دوگانه واشینگتن مبتنی بر «فشار نظامی و دیپلماسی همزمان» است؛ راهبردی که هدف آن افزایش اهرم چانهزنی در مذاکرات و مهار توان راهبردی ایران محسوب میشود. همزمان، مذاکرات جدید با میانجیگری عمان در ژنو برنامهریزی شده، اما فشار اسرائیل، اختلافات داخلی آمریکا و تردیدهای نظامی، آینده توافق را نامطمئن کرده و احتمال سناریوهای محدود نظامی در صورت شکست دیپلماسی را افزایش داده است.
انتشار تصویر ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» توسط ترامپ، همزمان با تشدید تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه، پیام بازدارندگی و فشار چندلایه به ایران را مخابره میکند. استقرار دو ناو هواپیمابر، تقویت سامانههای دفاعی در ۱۱ کشور منطقه و اعزام جنگندهها و ناوشکنها نشاندهنده آمادگی همزمان برای گزینه نظامی و حفظ مسیر مذاکره است. کارشناسان این وضعیت را «بازدارندگی قهری» میدانند.
ازسرگیری مذاکرات هستهای ایران و آمریکا در عمان، پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان، به آزمونی برای آینده امنیت هستهای جهانی تبدیل شده است. تجربه برجام نشان داد محدودیتهای فنی و راستیآزمایی، بدون تضمینهای حقوقی و عملیاتی برای حفاظت از تأسیسات، کافی نیست. حملات اخیر، رژیم عدم اشاعه و اعتبار حقوق بینالملل را تحت فشار قرار داده است. اکنون مذاکرات مسقط باید فراتر از غنیسازی و تحریمها، چارچوبی الزامآور برای جلوگیری از اقدام نظامی و تضمین ایمنی هستهای ایجاد کند.
روابط واشنگتن و تهران بار دیگر میان دیپلماسی و تهدید نظامی معلق مانده است. ترامپ فشار را ابزار اقناع میبیند، درحالیکه نتانیاهو هر توافق محدود به پرونده هستهای را ناکافی میداند و خواهان امتیازگیری حداکثری است. این شکاف، مذاکرات را زیر سایه بازدارندگی نظامی قرار داده و خطر تشدید تنش را افزایش داده است. مقایسه ایران با عراق یا ونزوئلا سادهانگارانه توصیف میشود؛ زیرا فشار اقتصادی لزوماً به فروپاشی نمیانجامد.
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد برخلاف اجماع گسترده سال ۲۰۰۳ برای حمله به عراق، اکثریت آمریکاییها با اقدام نظامی علیه ایران مخالفاند. تنها حدود یکپنجم از حمله حمایت میکنند و حتی در میان جمهوریخواهان نیز وحدت نظر وجود ندارد. تجربه پرهزینه جنگ عراق همچنان بر افکار عمومی سایه انداخته و امروز به اجماعی علیه تکرار آن تبدیل شده است. در چنین فضایی، ترامپ میان فشار جریانهای تندرو و بیمیلی جامعه به جنگ، فعلاً مسیر احتیاط و گفتوگو را برگزیده است.
همزمان با آمادهسازی مسقط برای دور تازه گفتوگوهای تهران–واشنگتن، آمریکا با اعزام ناوهای هواپیمابر و تقویت حضور نظامی در غرب آسیا، راهبرد «مذاکره از موضع قدرت» را دنبال میکند. ترامپ توافق را ترجیح میدهد، اما شروط سختگیرانه را حفظ کرده و گزینه نظامی را منتفی نمیداند. در مقابل، نتانیاهو تلاش می کند با برجستهسازی تهدید موشکی ایران، واشنگتن را به تشدید فشار یا اقدام عملی سوق دهد. آینده مذاکرات میان دیپلماسی، بازدارندگی و رقابت راهبردی تلآویو و تهران در نوسان است.
در میانه جشنهای سالگرد انقلاب، نمایش موشکی ایران و آزمایش ضدبالستیک اسرائیل همزمان با مذاکرات دشوار تهران–واشنگتن، نبردی فراتر از گفتوگوی فنی را رقم زده است. ترامپ بهدنبال «معاملهای بزرگ» بدون ورود به جنگ است؛ ایران توافقی آبرومندانه میخواهد که تسلیم تلقی نشود. اسرائیل گنجاندن موشکهای بالستیک را شرط امنیت وجودی خود میداند. پیشنهادهای هستهای ایران با فشار تحریمها همراه است، اما گره موشکی میتواند توازن شکننده مذاکرات را بر هم زند.
توافق هستهای ۲۰۱۵ که زمانی نماد گشایش تاریخی میان ایران و غرب بود، امروز بیش از هر چیز به فرصتی از دسترفته شباهت دارد. بنبست دیپلماتیک، بیاعتمادی متقابل، بازی فرسایندهٔ تحریم و غنیسازی، و تفسیرهای متضاد از «روح توافق» مانع هرگونه پیشرفت شدهاند. در این میان، چرخش آرام کشورهای عربی و هراس مشترک از جنگ، تنها عامل مهارکنندهٔ تنش است؛ هرچند فشارهای سیاسی، تهدید نظامی و رقابتهای منطقهای همچنان مسیر تقابل را زنده نگه داشتهاند.