بالاخره کدام اولویت است؛ دوگانگی قلعهنویی
اصرار امیر قلعهنویی بر برگزاری اردوی زودهنگام در شرایطی که رقابتهای لیگ برتر به حساسترین مقطع خود رسیده، ابهامات جدیدی در روند آمادهسازی باشگاهها و حتی تیم ملی ایجاد کرده است.
در حالی که رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران به روزهای سرنوشتساز خود نزدیک میشود، طرح برگزاری اردوی زودهنگام تیم ملی از سوی امیر قلعهنویی، به یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات این روزهای فوتبال کشور تبدیل شده است. تصمیمی که بیش از آنکه به انسجام برنامهریزی کمک کند، بر حجم ابهامات افزوده است.
قلعهنویی پیشتر در مواضع رسانهای خود اعلام کرده بود که مشکلی با برگزاری فشرده مسابقات لیگ در اردیبهشتماه ندارد.
موضوعی که در ظاهر نشان از همراهی با باشگاهها و درک شرایط مسابقاتی داشت اما حالا با ارائه برنامهای برای آغاز اردوهای تیم ملی در همین بازه زمانی، نشانههایی از یک تناقض رفتاری آشکار دیده میشود؛ تناقضی که این پرسش را ایجاد میکند: اولویت با لیگ است یا تیم ملی؟
برنامه پیشنهادی کادر فنی تیم ملی شامل اردوهایی خارج از تقویم رسمی فیفاست. تمریناتی که ابتدا به مدت یک هفته در تهران و سپس برای دو هفته در آنتالیا برگزار میشود. این در حالی است که در چنین بازهای، لژیونرها عملاً امکان حضور در اردو را ندارند و بخش مهمی از ظرفیت فنی تیم ملی از چرخه آمادهسازی خارج میشود. بنابراین، کیفیت این اردوها و میزان تأثیرگذاری آنها نیز بهطور جدی زیر سؤال میرود.
رفتار دوگانه سرمربی تیم ملی بیش از هر چیز به فضای تصمیمگیری در فوتبال ایران آسیب زده است. از یک سو، حمایت ظاهری از ادامه لیگ و از سوی دیگر، طراحی برنامهای که عملاً با برگزاری مسابقات در تضاد است، باعث شده باشگاهها در بلاتکلیفی کامل قرار بگیرند.
تحولات اخیر در سازمان لیگ نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. در حالی که توقف لیگ و آغاز اردوهای تیم ملی قریبالوقوع به نظر میرسید، چرخش ناگهانی در موضعگیریها و تعیین ضربالاجل برای دریافت نظر باشگاهها، نشان میدهد که هنوز اجماع روشنی در این خصوص وجود ندارد. این وضعیت، برنامههای تیم ملی را نیز در حالت تعلیق قرار داده است؛ نه اردوها بهطور قطعی آغاز شدهاند و نه لیگ بهطور رسمی ادامه دارد.
بدون تردید سرمربی تیم ملی این حق را دارد که برای کاهش ریسک در مسیر جام جهانی ۲۰۲۶، زمان بیشتری برای آمادهسازی بازیکنان در اختیار داشته باشد. اما مساله اصلی اینجاست که چنین برنامهای باید در چارچوبی هماهنگ با تقویم فوتبال داخلی و بینالمللی طراحی شود. اردوهایی که بدون حضور لژیونرها و در تعارض با برنامه لیگ برگزار میشوند، نهتنها کارایی لازم را ندارند، بلکه میتوانند به تضعیف هر دو جبهه باشگاهی و ملی منجر شوند.
آنچه امروز فوتبال ایران با آن مواجه است، صرفاً یک اختلافنظر در برنامهریزی نیست بلکه نشانهای از فقدان یک راهبرد واحد و منسجم است. تصمیمگیریهای مقطعی و دوگانه، بیش از هر چیز به اعتماد عمومی و اعتبار ساختار مدیریتی فوتبال آسیب میزند.
اکنون همه نگاهها به روزهای آینده و تصمیم نهایی فدراسیون دوخته شده است؛ تصمیمی که باید تکلیف یکی از مهمترین دوگانههای این فصل را مشخص کند: ادامه لیگ یا آغاز زودهنگام پروژه تیم ملی. تا آن زمان، فوتبال ایران همچنان در وضعیتی معلق میان «ادامه» و «توقف» باقی خواهد ماند.