ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۵۵۲

دیپلماسیِ سرعت در برابر صبر استراتژیک

آیا تفاوت در شیوه مذاکره مانع دستیابی به توافق می‌شود؟

آیا تفاوت در شیوه مذاکره مانع دستیابی به توافق می‌شود؟

این گزارش نشان می‌دهد دونالد ترامپ با رویکرد «دیپلماسی اجبار» در برابر ایرانِ مبتنی بر صبر استراتژیک قرار گرفته است؛ شکافی که مذاکرات را پیچیده کرده است. همزمان، تشدید تنش‌ها در تنگه هرمز و بی‌اعتمادی عمیق ناشی از اقدامات نظامی آمریکا، فضای گفت‌وگو را پرریسک کرده است. تجربه برجام نیز نشان می‌دهد اختلاف در سبک مذاکره و نگاه به تعهدات، مانع اصلی توافق پایدار است؛ مسئله‌ای که همچنان چشم‌انداز موفقیت مذاکرات جدید را مبهم نگه داشته است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو– دیوید سنگر، ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، دونالد ترامپ خود را استاد «دیپلماسی اجبار» می‌داند؛ رویکردی که بر پایه آن، طرف مقابل یا باید به‌سرعت در برابر خواسته‌های آمریکا تسلیم شود یا با تهدید حمله مواجه گردد. اما او در مواجهه با ایران طی شش هفته گذشته، با کشوری روبه‌رو شده که به پایداری و بازی زمان افتخار می‌کند.

این واقعیت در روزهای اخیر بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است؛ زمانی که دونالد ترامپ تلاش کرد با فضاسازی رسانه‌ای مدعی شود ایران عملاً تسلیم شده و «با همه چیز» از جمله واگذاری آنچه «غبار هسته‌ای» خواند موافقت کرده است. با این حال، مقام‌های ایرانی این ادعا را به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی رد کردند و آن را ساخته‌وپرداخته رئیس‌جمهور آمریکا دانستند.

دو مسیر، یک میز؛ تقابل سبک‌های مذاکره در آستانه انفجار

در شرایطی که انتظار می‌رود جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، برای دور تازه‌ای از مذاکرات راهی اسلام‌آباد شود، این دو رویکرد کاملاً متفاوت حالا در آستانه یک برخورد مستقیم قرار گرفته‌اند. اگر سطح مخاطرات تا این اندازه بالا نبود از احتمال شعله‌ور شدن دوباره جنگ در خاورمیانه گرفته تا بروز بحران جهانی انرژی و حتی تقویت انگیزه ایران برای حرکت به‌سوی سلاح هسته‌ای  این وضعیت می‌توانست به‌عنوان یک نمونه کلاسیک از تفاوت سبک‌های مذاکره بررسی شود.

رابرت مالی، از چهره‌های حاضر در مذاکرات منتهی به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، می‌گوید: «ترامپ سیاستمداری تکانشی و زودمزاج است، در حالی که رهبری ایران با سرسختی و پشتکار پیش می‌رود.» به گفته او، «ترامپ به‌دنبال نتیجه فوری است، اما ایران با نگاه بلندمدت بازی می‌کند. ترامپ توافقی نمایشی و خبرساز می‌خواهد، در حالی که ایران بر جزئیات تمرکز دارد. ترامپ تصور می‌کند فشار و زور می‌تواند اطاعت به‌دنبال بیاورد، اما ایران برای حفظ منافع اساسی خود حاضر است هزینه‌های سنگینی بپردازد.» همین شکاف عمیق در رویکردها توضیح می‌دهد که چرا آخرین توافق بزرگ میان دو طرف نزدیک به دو سال زمان برد.

توافق نهایی (برجام) متنی مفصل و پیچیده داشت؛ سندی بیش از ۱۶۰ صفحه‌ای که همراه با پنج پیوست فنی تنظیم شده بود. در این توافق، هم محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران مشخص شده بود، هم چگونگی کاهش تحریم‌ها و مهم‌تر از همه، تعهدات تهران برای پذیرش بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به‌روشنی آمده بود. با این حال، تقریباً هیچ صفحه‌ای از این توافق نبود که بدون اختلاف باقی مانده باشد. حتی در مواردی که دو طرف به جمع‌بندی می‌رسیدند، مذاکره‌کنندگان ایرانی بار دیگر با درخواست‌ها و مطالبات تازه به میز گفت‌وگو بازمی‌گشتند. در سوی دیگر، ایران نیز گلایه‌ها و بدبینی‌های مشخص خود را نسبت به آمریکا دارد. توافق سال ۲۰۱۵ سرانجام در سال ۲۰۱۸ از سوی ترامپ کنار گذاشته شد. از همان زمان، مقام‌های ایرانی بارها این نکته را مطرح کرده‌اند که مذاکره با یک رئیس‌جمهور، زمانی معنا و ارزش دارد که رئیس‌جمهور بعدی نتواند به‌سادگی همه چیز را لغو کند.

از میز مذاکره تا تنگه هرمز؛ تشدید تنش در سایه بی‌اعتمادی

در ماه‌های اخیر، مقام‌های ایرانی بارها این نکته را یادآور شده‌اند که ترامپ در میانه روند مذاکرات دیپلماتیک، یک‌بار در ژوئن ۲۰۲۵ و بار دیگر در فوریه گذشته دستور حمله به ایران را صادر کرده است؛ اقدامی که از نگاه تهران، نشانه‌ای آشکار از «خیانت» و دلیلی دیگر بر غیرقابل‌اعتماد بودن او به شمار می‌رود.

این بی‌اعتمادی، در نهایت، به رویارویی نظامی در نزدیکی تنگه هرمز کشیده شد. قایق‌های ایرانی به سمت دو کشتی باری آتش گشودند؛ کشتی‌هایی که به گفته تهران، قوانین عبور از این گذرگاه راهبردیِ تحت کنترل سپاه پاسداران را نقض کرده بودند. در مقابل، نیروی دریایی آمریکا نیز موتور یک کشتی عظیم با پرچم ایران را هدف قرار داد و سپس آن را توقیف کرد. ترامپ سپس مدعی شد این کشتی پیش‌تر به دلیل «سابقه فعالیت‌های غیرقانونی» در فهرست تحریم‌ها قرار داشته است. او همچنین در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «ما اکنون کنترل کامل این کشتی را در اختیار داریم و در حال بررسی محموله آن هستیم.»

این اقدامات را می‌توان تلاشی برای اثرگذاری بر فضای مذاکرات دانست؛ تلاشی شبیه کاری که فرماندهان نظامی برای شکل دادن به صحنه نبرد انجام می‌دهند. ایران می‌خواهد این پیام را منتقل کند که حتی اگر امتیاز بدهد، باز هم توان کنترل تجارت در تنگه هرمز و کسب درآمد از آن را حفظ خواهد کرد. در سوی مقابل، دولت ترامپ نیز تلاش می کند نشان دهد اگر مذاکرات به بن‌بست برسد، برای بازگشت به درگیری نظامی آمادگی کامل دارد.

دونالد ترامپ روز یکشنبه این پیام را با لحنی صریح‌تر بیان کرد و نوشت: «امیدوارم ایران این توافق را بپذیرد، چون در غیر این صورت، آمریکا تمام نیروگاه‌ها و پل‌های ایران را نابود خواهد کرد. دیگر خبری از مماشات نیست.» این موضع، ادامه همان رفتار پرنوسان و متغیر اوست؛ رفتاری که از یک‌سو با تمجید از رهبران جدید ایران به‌عنوان چهره‌هایی «منطقی‌تر» از گذشتگان همراه بوده و از سوی دیگر، با تهدید به خشونتی شدیدتر در صورت نپذیرفتن خواسته‌هایش ادامه یافته است.

دیپلماسیِ سرعت در برابر صبر استراتژیک

با این حال، فاصله فرهنگی در شیوه مذاکره، موضوع تازه‌ای نیست. این شکاف ۱۱ سال پیش هم در جریان گفت‌وگوهای لوزان در سوئیس، به‌روشنی خود را نشان داده بود؛ جایی که جان کری و همتایانش تلاش می کردند با ایران به یک توافق اولیه برسند. در آن مذاکرات، تمرکز هیأت آمریکایی بیشتر بر جزئیات فنی بود؛ مسائلی مانند تعداد سانتریفیوژها و میزان اورانیومی که می‌توانست از کشور خارج شود. اما در طرف مقابل، مقام‌های ایرانی بیش از هر چیز بر حفظ شأن، حقوق و حاکمیت ملی ایران پافشاری می‌کردند.

وندی شرمن، مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در آن مقطع، می‌گوید: «ما فکر می‌کردیم به چارچوب توافق رسیده‌ایم، اما چند روز بعد رهبر ایران شروطی کاملاً متفاوت مطرح کرد.» در همان دوره، تیم آمریکایی با حضور پررنگ کارشناسان وارد مذاکره می‌شد؛ از متخصصان سازمان سیا گرفته تا ارنست مونیز. هر پیشنهاد مطرح‌شده از سوی ایران نیز برای ارزیابی فنی به آزمایشگاه‌های ملی فرستاده می‌شد تا همه چیز با دقت بررسی شود.

اما تیم مذاکره‌کننده ترامپ با الگوی دیگری وارد میدان شده است؛ تیمی کوچک‌تر که از پشتوانه محدود کارشناسی برخوردار است. جرد کوشنر و استیو ویتکاف، که تجربه اصلی خود را از فضای معاملات ملکی نیویورک به‌دست آورده‌اند، با این نگاه پیش می‌روند که «توافق، توافق است» و ضرورتی برای ورود عمیق به پیچیدگی‌های تاریخ دیپلماسی نمی‌بینند. با این همه، ترامپ آشکارا نمی‌خواهد مذاکرات تازه‌اش با توافق ۲۰۱۵ مقایسه شود. او با صراحت گفته است: «توافقی که ما با ایران خواهیم بست، بسیار بهتر از برجام خواهد بود.» همین موضع‌گیری، در عمل، معیاری را پیش روی او گذاشته است؛ معیاری که در نهایت موفقیت یا ناکامی تلاش دیپلماتیکش با آن سنجیده خواهد شد.

تبلیغات
نویسنده : دیوید سنگر
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات